از تمام عاشقی فقط،
دلتنگی بمون رسیده

خاطراتی که هیچ،
یادمون نمیره

لحظه‌ها‌ میگذره
ولی دلِ من،

تمام روزها رو
انتظار، کشیده

آه ، که زمونه
چقدر، بی رحمه

سکوتِ شب،
با رویا میجنگه

بین منو شب،
رازی نهفته

سکوتی که از
فریاد می ترسه

از اشک و لبخند،
قصه ها نوشتیم،

همیشه با هم،
از شادیا گفتیم،

به صدای بارون،
دلها سپردیم،

مثل پروانه ها،
از پیله ، پریدیم

ستاره در آسمون،
پُراز قصه و رازِ

صدای خنده هامون
صدای ساز و آوازِ

این ترانه رو
هر جا که رفتی بخون

این عشقِ دلهاست
که آهنگ رو میسازِ

تمام احساسِ من
با تُ نفس، میگیره

تنها با تُ می خنده
کنارِ تُ پُررنگه

دریا رو به روم،
مثل چشات، عمیقِ

مرهم به قلبم میزنه
این عشق، عجیبِ

از اشک و لبخند،
قصه ها نوشتیم،

همیشه با هم،
از شادیا گفتیم،

به صدای بارون،
دلها سپردیم،

مثل پروانه ها،
از پیله ، پریدیم

جلیل میاحی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۳ساعت 16:56  توسط جلیل متفرقه (میاحی)  | 

نکند روزی فراموشت بشم
در خیال و یادت گم بشم
شبها را بی تو چگونه سر کنم
بی هیچ بهونه‌ از تو گریه کنم

نکند روزی این رویا بمیرد
عشق ما در دلها جا نگیرد
با دلی شکسته بنالم
من تنهاترینم/ در این جهانم

نکند از زخم دلم خسته تر بشی
بی من از این سرزمین / دورتر بشی
باز هم تو بمان در کنارم
بی تو من گم میشم در روزگارم

نکند فراموش کنی آغوشم
با شیرینی بوسه ات من دلخوشم
هر لحظه با تو بودنم
شب و روز در یاد تو موندنم

نکند روزی این رویا بمیرد
عشق ما در دلها جا نگیرد
با دلی شکسته بنالم
من تنهاترینم / در این جهانم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر ۱۴۰۳ساعت 23:38  توسط جلیل متفرقه (میاحی)  |